
اسم من گم شده است.
توی دفترچه ی پر حجم زمان
دیرگاهی است
فراموش شدم.
اسم من گم شده است
لا به لای ورق کهنه ی آن لایحه ها
زیر آن بند غریب
پشت انبوهی از آن شرط و شروط
لای آن تبصره ها
اسم من گم شده است
در تریبون معلق شده سخت سکوت
حق من گم شده است.
زنگ انشاء
کسی انگار نمی خواست معلم بشود
شان من گم شده است
شان من نیست بنالم
شان من نیست بگویم
زتهی ، ز نبود
یا از این زخم کبود
لیک
رنگ رخساره گواهی دهد از سر درون
از همه رنج فزون.
اسم من گم شده است
نردبانی شده ام
صاف به دیوار ترقی
تا که این نسل و ان نسل
پای بر پله ی من
سوی فردا بروند
و غریبانه فراموش شوم
اسم من گم شده است.

نکند دل دیگری او را سیر کرده است خندیدم و گفتم
او فقط اسیر من است تنها دقایقی چند تأخیر کرده است
گفتم امروز هوا سرداست شاید موعد قرار تغییر کرده است
خندید به سادگیم آیینه و گفت
احساس پاک تو را زنجیر کرده است
گفتم از عشق من چنین سخن مگوی
گفت خوابی سالها دیر کرده است
در آیینه به خود نگاه میکنم ـ آه!
عشق تو عجیب مرا پیر کرده است
راست گفت آیینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است

salam khobin? bacheha 23 ordibehesht tafaloodame harke ke mikhad biyad behem bege ta behesh begam kadoo yadetooon nareeehaaaa

روی دلای آدما هرگز حسابی وا نكن ...
از در نشد از پنجره ، زوری خودت رو جا نكن ...
آدمكای شهر ما بازیگرایی قابلن ...
وقتش بشه یواشكی رو قلب هم پا می زارن ...
تو قتلگاه آرزو عاشق كشی زرنگیه ...
شیطونك مغزای ما دلداده دو رنگیه ...
دلخوشی های الكی ، وعده های دروغكی...
عشقاشونم خلاصه شد تو یك نگاه دزدكی...
آدمكای شب زده قلبا رو ویرون می كنن
... دل ستاره ی منو ، از زندگی خون می كنن ...
ستاره ها لحظه ها رو با تنهایی رنگ می زنن ...
به بخت هر ستاره ای ، آدمكا چنگ می زنن ...
عمری به عشق پر زدن قفس رو آسون می كنن...
پشت سكوت پنجره چه بغضی بارون می كنن ! ...
مردمسر تا پا كلك ، رفیق جیب هم می شن ...
دروغه كه تا آخرش ، همدل و هم قسم می شن...
عادت دارن به بد دلی نمی تونن خوب بمونن ...
قصه روزگار اینه ، به هیچ كسی وفا نكن...
روی دلای آدما هرگز حسابی وا نکن...

یه كلبه دور از همه كس
واسه من و تو واسه ما
یه جای دنج و خلوتی
یه جایی دور از آدما
یه باغچه از گلای رز
بارون پشت پنجره...
یه زندگی سبز و پاك
شیرین ترین روزای عمر...

خطا از من است، می دانم.
از من که سالهاست گفته ام "ایاک نعبد"، اما به دیگران هم دلسپرده ام.
از من که سالهاست گفته ام " ایاک نستعین" ، اما به دیگران هم تکیه کرده ام.
اما رهایم نکن ؛بیش از همیشه دلتنگم؛ به اندازه ی تمام روزهای نبودنم .

آدما از جنس برگند
گاهی سبزند
گاهی پائیزن و زردند
زمستون دیده نمیشن
تابستون سایبون سبزند
آدما خیلی قشنگن
حیف كه هر لحظه یه رنگند
تبلیغات